ما چگونه ما شدیم؟
راستش باورش برایم سخت است که از آن روزی که اولین سفر ژیوار را برگزار کردیم، شانزده سال گذشته باشد. آنقدر آن روزها و ماههای اول برایمان هیجانانگیز و تازه بود که خاطراتش برایم خیلی براق و شفاف باقی مانده و غبار زمان هنوز بر رویش ننشسته است! چهرههای جوان و بشّاش خودمان را به یاد میآورم که چقدر مصمم و باانرژی بودیم و شبهایی از خاطرم میگذرد که از خوشحالی سفر خوابمان نمیبرد.
جلوی آینه که میروم یکّه میخورم. موهای سفیدشده، چروکهای روی پیشانی و رنج زمان پیداست. انگار واقعاً زمان زیادی گذشته است. دقیقتر که نگاه میکنم در مردمک چشمهایم، عزیزانی را میبینم که از دستشان دادهایم و دوستانی که از کشور رفتهاند. فرصتهایی را میبینم که دیگر برنمیگردند. هواپیمای اوکراینی و کرونا را میبینم. تحریمها و جنگ را. توریستهایی را می بینم که دیگر نمیآیند و دوباره یکه میخورم. آیا امید را میبینم؟ نمیدانم!
ما با گردشگری شروع کردیم و با آن جلو آمدیم. راستش کارهای چندان دیگری بلد نیستیم. در ثانی گردشگری عشق ماست. درسش را خواندهایم. خاکش را خوردهایم. چه کار دیگری میتوانیم بکنیم؟
امید؟ بدون امید که نمیتوان لحظهای زندگی کرد. ما امید داریم؛ اما بدون خوشبینی! چون جایی برای خوشبینی باقی نمانده است. بههرحال آدمها میروند و میآیند و دنبال مقاصد جدیدند، دنبال سفرهای متفاوت، کسب تجربه، یافتن دوستان جدید و سفر مثل یک ضیافت است. شاید گاهی چندان باشکوه نباشد؛ اما همیشه منحصربهفرد باقی خواهد ماند.
حالا در شانزدهسالگی ژیوار، دیگر جاهطلب نیستم. میدانم که نمیشود به حوزههایی اصلاً وارد شد. میدانم پولهای آنقدر مشکوکی هست که اصلاً نباید فکرش را کرد و میدانم آدمیزاد خیلی کوچک است و محدود؛ اما این را هم میدانم که ژیوار هنوز هم میتواند متفاوت کار کند، درست همانطور که بود! و این تفاوت از خلاقیت میآید و دروغ چرا، ما آدمهای خلاقی بودیم! یعنی مینشستیم و فکر میکردیم چهکاری انجام بدهیم که دیگران نکرده باشند و چه تورهای منحصربهفردی را طراحی کنیم که در آدم ها شوق برانگیزد و در نهایت نتیجۀ همۀ این فکرها، اجرای صدها تور خاص در تمام این سالها بود. کاری که هنوز هم میتوانیم!
با ژیوار همچنان میتوانید دوستانه سفر کنید. میتوانید مطمئن باشید که پشت سفرهایمان فکر و ایده داریم و میتوانید اطمینان کنید که وجدانی در کار بوده است.
زیادهگفتن، گزافه است. دلمان میخواهد روی ماهتان را ببینیم و دیداری تازه کنیم.
با دوستی و مهر زیاد
سیاوش رامش
آبان ۱۴۰۴
پ ن: تصویر ابتدای صفحه، اولین سفر ژیوار در اسفند 1387
